تراوش

برای نوشتن

تراوش

برای نوشتن

شاید...ان شاءالله

بسم الله الرحمن الرحیم 

سلام... 

کسی به خدا سلام نکرد سلام خود خداست... 

شاید وبلاگ هم جایی نباشه که من میخوام.اصلا تو کجا رو میخوای؟اذان گفتند بروم تا ...موید باشم.این فعلا... 

اه اینم نشد... 

بازگشتم بعد از یه مکالمه تلفنی طولانی بعد از کلی وقت... 

مبارزه با نفس سخت است ودلنشین... جواب پس دادن سخت است و سخت... 

همراه اول میگه هیچ کس تنها نیست منم میگم هیچ جا راحت نیست... وهمه تنهایی خودشونو دارن واگه با خدا باشی نه تنهایی نه ناراحت... 

اگه چیزی که خدا ...خداوند متعال می گه انجام بدی راحت وخوب وآرومی... 

پس تعهدا چی میشه؟تعهدها رو کی تعیین میکنه؟گاهی میگم کاش هیچ تعهدی نبود...اون موقع همه به خودشون اجازه میدادن هر جور خواستن با هر کی خواستن برخورد کنن...البته  اونو هم خدا ...خداوند متعال تعیین کرده... 

آیا کسی از خوندن اینا لذت میبره؟نظر بدید... 

همان ارواح عزیز سرگردان در نت...همان شبکه... 

اینجا برای دل خودم مینویسم اینجا دیگر چیزی نباید مهم باشد... 

این برای امشبتان...

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.